آخرین اخبار ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی فانوس

شهدای هشت سال دفاع مقدس گنجینه‌های تاریخی و الگوی ایثار هستند اما باید دانست شجاعت و عظمت شهید متاثر و نشات گرفته از مادر ایثارگری است که تربیت چنین فرزندی را به ‌بهترین نحو و با معیارهای اسلامی انجام داده است. این مادران با صبر و شجاعت بی‌بدیل خود و با الهام از مکتب حضرت زهرا(س) فرزندان خود را تقدیم راه حق و حقیقت کردند.
نقش بی بدیل مادران شهید در ترویج فرهنگ ایثار
به گزارش فانوس، مادران ایران زمین در طول هشت سال دفاع مقدس حماسه‌های جاویدی آفریدند که تاریخ همیشه از آن یاد خواهد کرد. آنان با صبر، استقامت، تحمل دشواریها و برای حفظ آرمان‌های انقلاب اسلامی و همچنین امنیت و آرامش مردم، همه‌ ملت ایران را مدیون خود ساختند. این مادران سال‌های طولانی پس از شهادت فرزندانشان با مشقت زیاد روزگار سپری کرده‌ و متحمل سختی شده‌اند. همچنین آن‌ها در طول سال‌های پس از جنگ نه تنها از غم فراق شهیدشان رنج می‌بردند، بلکه برخی از آنها که فرزندانشان مفقود الاثر شده با بی‌اطلاعی از وضعیت عزیزانشان، غم آن‌ها ۲چندان بود. به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی، این خانواده‌ها که حتی نمی‌دانستند فرزندشان زنده است یا نه، هر شب برای آن‌ها مانند شب عملیات بود. رهبر معظم انقلاب همچنین در وصف مادران شهدا می گوید: بدانید امروز در هیچ جای‌ دنیا زنانی مثل این مادران شهدای ما، که مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید باشند، نیستند. در جامعه ما، مادرانی با این خصوصیات که از پدرها بهتر و قویتر و آگاهانه‌تر ایستادند، در این میدان بسیارند، این همان تربیت اسلامی است. این همان دامان پاک و مطهر و نورانی فاطمه زهرا(س) است.

 برخی از این مادران که فرزندان خود را در راه آرمان های انقلاب تقدیم کردند از دنیا رفته اند و برخی دیگر همچنان بعد از سالها با غم فراق فرزندان خود گذر زمان می کنند یکی از این مادران فاطمه کریمی مادر شهیدان داود و محمدحسین فهمیده بود که در ۱۲ اسفند ۱۳۹۸خورشیدی پس از سال‌ها فراق از فرزندانش دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.

فاطمه کریمی، مادر شهید داود و محمدحسین فهمیده

فاطمه کریمی از جمله مادرانی بود که با تقدیم ۲ فرزند خود در راه اعتلای انقلاب اسلامی خدمت بزرگی به این مرز و بوم کرد. وی مادر شهیدان داود و محمدحسین فهمیده بود که در ۱۲ اسفند ۱۳۹۸خورشیدی دیده از جهان فروبست و پس از سال‌ها فراق از فرزندانش دعوت حق را لبیک گفته و به فرزندان شهیدش پیوست.

ین مادر والامقام در مصاحبه ای در مورد شهید حسین فهمیده گفت: یک بار که محمدحسین کوچک‌تر بود، برای کاری هرچه صدایش زدم، پاسخی نداد! بعد از مدتی از آشپزخانه بیرون آمد. گفتم «کجا بودی؟ چرا جواب ندادی؟» به شوخی گفت «سر قبرم بودم!» گفتم «یعنی چه؟ مگر می‌شود قبرت در آشپزخانه باشد؟» گفت «نه مامان، قبر من در بهشت زهرا قطعه ۲۴ است» گفتم «محمدحسین تو هنوز بچه‌ای، زمان شهادتت نیست که قبرت را مشخص می‌کنی!» گفت «نه مادر، اینطور می‌شود».بعد از مدتی محمدحسین با وجود مخالفت‌ها نیروی های بسیجی به جبهه رفت، یک شب وقت شام رادیو اعلام کرد یک نوجوان سیزده ساله به خودش نارنجک بسته و زیر تانک رفته و شهید شده است. به دلم افتاد این بچه ۱۳ ساله حسین من بود. همسرم گفت «خانم این چه حرفی است؟ این جوان در خرمشهر شهید شده، حسین آنجا نیست. من اگر چنین پسری داشتم خدا را شکر می‌کردم. در ادامه مادر حسین فهمیده گفت:آن قدر نگران بودم که پسر بزرگم گفت من می‌روم و او را پیدا می‌کنم که خیال شما راحت شود. بعد از چهار روز چند پاسدار آمدند. پرسیدم «از حسین خبر آوردید؟» شناسنامه حسین را نشان داد و گفت «این بچه شماست؟» گفتم «بله» گفت «مطمئن هستید؟» گفتم «چه حرفی می‌زنی؟ خب مشخص است که پسر من است گفتند شهید شده و من دیگر چیزی نفهمیدم. مدتی بعد از شهادت محمدحسین، پسر بزرگم گفت «مادر محمد حسین راه خوبی را رفته، من هم می‌خواهم به جبهه بروم». به او گفتم «من دیگر طاقت ندارم» گفت «نترس اتفاقی برایم نمی‌افتد؛ من نه شهید می‌شوم و نه زخمی، برمی‌گردم» سه ماه بعد جنازه او را هم برایم آوردند.

مادر شهیدان فهمیده همچنین در مصاحبه ای در پاسخ به نوع تربیت فرزندانش گفت: زمانی که باردار بودم، غذای هیچ‌کس رانمی‌خوردم و اگر هوس غذایی داشتم به خانه می‌رفتم و آن را تهیه می‌کردم. در جنگ سفره‌ای پهن شد، شاید ما هم کارت دعوتی داشتیم که توانستیم سر آن سفره بنشینیم و خدا را شکر می‌کنم.

لازم به ذکر است که شهید محمد حسین فهمیده در هشتم آبان ۱۳۵۹خورشیدی در محله کوت شیخ خرمشهر در حالی که نارنجک به بدنش بسته بود به سمت تانک‌های دشمن رفت و به شهادت رسید و شهید داود فهمیده نیز در ۱۳۶۲خورشیدی در عملیات والفجر ۲ در منطقه حاج عمران بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

ساره امامزاده، مادر شهیدان علی، محمد و محسن جهان آرا

ساره امامزاده از جمله مادرانی بود که فرزندان خود را برای روزهای سخت پرورش داد و سه تَن از پسران خود را در راه آرمان های انقلاب اسلامی تقدیم کرد وی مادر محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر که نقش بی بدیلی در مقاومت خرمشهر و ماه های آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشت، بود علاوه بر این شهید والا مقام وی مادر علی جهان آرا که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک تاب نیاورد و محسن که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر شد، بود.

 سید محمد علی جهان‌آرا معروف به محمّد جهان‌آرا در۹ شهریور ۱۳۳۳خورشیدی دیده به جهان گشود و در  هفتم مهر ۱۳۶۰ به شهادت رسید وی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود که در زمان این جنگ بر اثر سانحه هوایی به شهادت رسید به پاس خدمتگزاری وی در دفاع از خاک خوزستان، بعد از سال ۱۳۷۰، به او درجه سرلشگری اعطا شد. محسن جهان آرا برادر بزرگ‌تر وی در تهاجم نیروهای صدام حسین به خرمشهر به اسارت گرفته شد و هرگز اثری از وی پیدا نشد.

ساره امامزاده بعد از تقدیم سه پسر خود به انقلاب اسلامی در ۲۰ شهریور ۱۳۹۰خورشیدی به دیدار فرزندان خود شتافت. آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی به مناسبت رحلت این مادر صبور و والامقام در پیامی نوشت:درگذشت بانوی صبور، مادر شهیدان جهان آرای عزیز را به روح مطهر آن شهیدان و به همه‌ی بازماندگان و همرزمان ایشان بویژه پدر بزرگوار شهیدان تسلیت می گویم، و امیدوارم روح مطهر این بانوی بزرگوار در کنار ارواح طیبه‌ی فرزندان عزیز خود مشمول رحمت و مغفرت و رضوان الهی باشد.

زرین تاج بهرامی مادر شهید بهروز صبوری

سخت است مادر شهید باشید و بخواهید فرزندت را با دستان خودت داخل خانه آخرتش بگذارید. زرین تاج بهرامی یکی از مشهورترین مادران شهدای گمنام به شمار می رود که ۳۱ سال چشم انتظار بازگشت فرزندش به خانه بود وی مادر شهید بهروز صبوری از شهدای مفقود الاثر دوران دفاع مقدس بود که پیکرش بعد از ۳۱ سال شناسایی شد. این شهید گمنام در ۱۸ سالگی و در عملیات مسلم بن عقیل در منطقه سومار به شهادت رسید. پیکر مطهر وی در جریان خاک سپاری جمعی از شهدای گمنام در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر در اردیبهشت ۱۳۸۹ خورشیدی تدفین شد. در ۱۳۹۲خورشیدی پس از نمونه‌گیری از خون مادر شهید و دیگر اعضای خانواده وی و تطابق با نمونه DNA اخذ شده از استخوان‌های شهدای گمنام، هویت شهید صبوری مشخص شد و به درخواست خانواده وی با حضور با شکوه مردم در امامزاده حسن (ع) تهران تشییع و به خاک سپرده شد.

مادر شهید «بهروز صبوری» را خیلی‌ها می‌شناسند، مادری که ۳۱ سال است دلتنگ و بی‌تاب است. این مادر صبور می‌گوید هر جا دامادی دیدید یاد بهروز من کنید. پسرم داماد نشد اما من برایش عروسی گرفتم. مادر شهید صبوری هرجا می‌رود برای پسر شهیدش سوغاتی می‌آورد. گاهی در سومار، گاهی در قطعه ۲۷ گلزار شهدا و گاهی چشم به جاده‌ها دوخته تا خبری از بهروزش بشوند حتی حاضر است یک تار موی او را برایش بیاورند. مادر شهید به عشق فرزندش خانه قدیمی را تغییر نداده است می‌گوید بهروز همین‌جا به دنیا آمده. می‌گوید تا جان دارم منتظر بهروز می‌مانم.

این مادر صبور و شجاع از ۳۱ سال دوری از فرزندش می‌گوید: سختی‌ که در این سال‌ها کشیدم برای من خیلی رنج‌آور بود اما دعای همه مردم ایران باعث شد که بهروز من به خانه‌ام برگردد. می‌خواهم برایش عروسی بگیرم. الآن داماد کوچک من در حالی برگشته است که من فقط یک بند انگشتش را می‌خواستم. امروز به من می‌گویند که یک تا ۲کیلو از استخوان‌های او بازگشته است. قلبم در تمام این ۳۱ سال برای بچه‌ام می‌تپید اما اکنون آرام شده‌ام و انگار بر روی آتش، آب ریخته باشند. حالا می‌توانم بروم فرزندم را ببینم و مزارش را زیارت کنم. امروز پدر او حضور ندارد که در این شادی، شریک من باشد. من این غم را تنهایی تا به امروز روی شانه‌های خود کشیدم. من بهروزم را از امام رضا(ع) دارم. فردا هم ایشان مرا دعوت کرده که به پابوسش بروم. من ابتدا به پابوس حضرت رضا(ع) می‌روم و بعد به پابوس بهروزم می‌روم. در این چند سال من بالا سر همه این شهدای گمنام بودم و شاهد تدفین آن‌ها بودم. اما نمی‌دانم که بهروز من را در این چند سال چه کسی بغل کرد. هیچ‌کس نمی‌تواند رنجی که من در این ۳۱ سال کشیدم را تحمل کند. امروز که قلبم آرام شده کسی نمی‌تواند این احساس مرا درک کند.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ارز و سکه
پربازدیدها
حوادث