آخرین اخبار ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی فانوس

همانطور که عوامل تهدیدکننده امنیت در جامعه در حال تغییر و تحول هستند، برقراری امنیت در جامعه نیز به همان نسبت پیچیده‌تر می‌شود. در این بین، «آموزش و فرهنگ‌سازی» دو عنصر بسیار مهم برای تربیت شهروندان قانون‌مند و هنجارمدار هستند که می‌توانند تأثیر به سزایی در شکل‌گیری امنیت جامعه داشته باشند.
به گزارش فانوس، امنیت در یک جامعه، تحت تأثیر حاکمیت قوانین یا هنجارهای اجتماعی است؛ اما عوامل متعدد دیگری نیز در ایجاد و حفظ آن به شدت دخیل هستند. در واقع امنیت متأثر از زنجیره‌ای از علل در هم‌تنیده است که عملکرد سازمان‌ها و نهادهای متعددی در پیدایش و ارتقاء آن‌ها حیاتی و اثرگذار محسوب می‌شود.

امروزه با توجه به پیشرفت‌های تکنولوژیک و تغییر ارزش‌های اجتماعی و سبک‌های زندگی، جرم نیز دچار تنوع و پیچیدگی بیشتر شده است. برای مثال سرقت اطلاعات شخصی در فضای مجازی، انواع کلاهبرداری‌های سایبری و جعل هویت مجازی اشخاص از این دست جرائمی هستند که پس از گسترش کاربری اینترنت ظهور پیدا کردند و به سرعت افزایش یافتند. بنابراین همانطور که عوامل تهدیدکننده امنیت در جامعه در حال تغییر و تحول هستند، برقراری امنیت در جامعه نیز به همان نسبت پیچیده‌تر می‌شود.

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

در این بین، «آموزش و فرهنگ‌سازی» دو عنصر بسیار مهم برای تربیت شهروندان قانون‌مند و هنجارمدار هستند که می‌توانند تأثیر به سزایی در شکل‌گیری امنیت جامعه داشته باشند. از آنجا که انسان می‌تواند در هر مکان و زمانی به انحاء مختلف در حال یادگیری باشد، آموزش نیز دارای انواع و اشکال بسیار متنوعی است که می‌تواند از طرق متفاوتی برای فرد فراهم شود. از تحصیلات عالی دانشگاهی تا الگو شدن رفتار والدین یا دوستان، همگی می‌توانند نوعی آموزش تلقی شوند.

آموزش و فرهنگ‌سازی در 2 سطح کلان و خرد قابل بررسی و واکاوی است. متولیان کلان آموزش در کشور نهادها و سازمان‌هایی هستند که جامعه هدف آن‌ها عموم مردم است، اما متولیان خرد آموزش شامل مؤسسات، نظام‌های اجتماعی و گروه‌هایی می‌شود که افراد محدودی را با اهداف مشخص تربیت می‌کنند.

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

یکی از متولیان بسیار مهم آموزش و فرهنگ‌سازی در کشور ما «وزارت آموزش و پرورش» است. با توجه به مبانی تئوریک روانشناسی، سال‌های کودکی از حساس‌ترین و دوران بلوغ از بحرانی‌ترین دوره‌های رشد هر فرد است و وزارت آموزش و پرورش، در این دو دوره زمانی سرنوشت‌ساز بر ابعاد مختلف تربیتی دانش‌آموزان اثرگذار است. کم و کیف دروسی که در مدارس به دانش‌آموزان تدریس می‌شوند، می‌توانند در شکل‌گیری جهان‌بینی، شخصیت، نگرش و منش آن‌ها تأثیر بگذارد. با این حال ظرفیت مدارس بسیار بیشتر از این است.

اجتماعی‌سازی یا جامعه‌پذیری یکی از مباحث مهم در جامعه‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی و مردم‌شناسی است و به فرآیندی اطلاق می‌شود که در آن شخص در طول تجربه‌های زندگی، هنجارها، عرف‌ها و ارزش‌های جامعه خود را یاد می‌گیرد. به عبارت دیگر طی فرآیند جامعه‌پذیری، فرد توسط جامعه برای پذیرفتن نقش‌ها آماده می‌شود که یکی از مهم‌ترین پدیده‌ها برای بچه‌هایی است که مدرسه رفتن را آغاز می‌کنند. عملکرد مدارس هم می‌تواند به گونه‌ای باشد که بچه‌ها را از ارزش‌های اجتماعی فراری دهد و هم به گونه‌ای باشد که آن‌ها را علاقه‌مند به ارزش‌های اجتماعی بار آورد. نظم اجتماعی، آداب معاشرت، روحیه همکاری، مسئولیت‌پذیری و دیگر ارزش‌های اساسی می‌توانند از طریق این فرآیند به بچه‌ها انتقال یابند تا در آینده از احتمال ارتکاب جرم یا هنجارشکنی توسط آن‌ها کاسته شود.

فرهنگ هر اجتماع شامل رسوم، اعتقادات، علوم، ابزارها، هنرها و عناصر دیگری می‌شود که شاخصی برای پذیرفتنی بودن یا نبودن رفتارها و اعمال افراد محسوب می‌شوند. همانطور که ارزش‌ها، گرایش‌ها، هنجارها، آداب و رسوم اجتماعی توسط مدارس به دانش‌آموزان انتقال می‌یابند، فرهنگ‌ جامعه نیز در ذهن بچه‌ها مانند یک بذر کاشته می‌شود که میوه و محصول آن، رفتار و اخلاق آتی اعضای جامعه خواهد بود. اما عملکرد وزارت آموزش و پرورش از صدر تا ذیل، یعنی از راهبردهای کلان آموزشی تا ریز و درشت آنچه که در مدارس می‌گذرد، دقیقاً چه بذری می‌کارد و به امید درو کردن چه محصولی است؟ خروجی مدارس کشور، بچه‌های لجباز فراری از کتاب و یادگیری هستند یا بچه‌های کنجکاو و خلاقِ کتاب‌دوست؟ آیا از ارزش‌های فرهنگی جامعه ما چیزی به بچه‌ها انتقال می‌یابد یا بازی‌های کامپیوتری، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی هستند که ارزش‌های خود را به شکل نرم و ظریف به بچه‌ها دیکته می‌کنند؟ 

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

علاوه بر مدارس، یکی از کانون‌های تأثیرگذار بسیار مهم در زمینه آموزش و فرهنگ‌سازی، خانواده‌ها هستند. هر آنچه درباره نحوه تأثیرگذاری مدارس گفته شد، به شکل جدی‌تر و عمیق‌تری از طرف خانواده نیز برای آموزش و فرهنگ‌سازی رخ می‌دهد؛ چرا که بچه‌ها از ابتدای تولد در خانواده حضور دارند، شاهد کنش‌ها و واکنش‌های اعضای خانواده خود هستند و تا سنین جوانی بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند. 

تربیت شهروندان قانون‌مند و هنجارمدار، نیازمند خانواده‌هایی است که زیربنای چنین گرایش‌هایی را در دوران کودکی برای فرد مهیا کرده باشند. اعتیاد والدین، خشونت خانگی، طلاق و آسیب‌های اجتماعی دیگری که در خانواده می‌تواند وجود داشته باشد، زمینه را برای پرورش فرزندانی قانون‌گریز و هنجارشکن فراهم می‌کند و در عمل به بالا رفتن آمار جرم و جنایت کمک می‌کند. اما نظام خانواده نیز در کشور ما دچار مشکلات زیادی است که آینده روشنی را نمی‌توان برای آن تصور کرد. 

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

آمار کاهشی ازدواج و آمار افزایش طلاق، شکل‌گیری ازدواج‌های سفید و کاهش میل به فرزندآوری نشان از تضعیف اساسی و بنیادین خانواده دارند؛ اما آیا همان تعداد خانواده‌های عادی، سالم و مستطیعی که صاحب فرزند هستند یا قصد دارند بچه‌دار شوند، توانایی تربیت فرزندانی را دارند که در آینده در زمره مجرمان و هنجارشکنان قرار نگیرند؟ آیا سازمان‌های ذیربط حمایتی از خانواده در این راه پر پیچ و خم به عمل می‌آورند؟

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

از میان بازیگرانی که می‌توانند در بدتر یا بهتر شدن وضعیت آموزشی و فرهنگی جامعه نقش پررنگی ایفا کنند، رسانه‌ها از اهمیت زیادی برخوردار هستند. از صدا و سیما گرفته تا یک صفحه اینستاگرامی می‌تواند برای افراد جامعه در تمام سنین، حکم یک کلاس درس را داشته باشد. رسانه‌ها با توجه به قدرت زیادی که دارند، می‌توانند یک رذیلت اخلاقی را به جای فضیلت نمایش دهند و برعکس. به همین نحو، رسانه‌ها هم می‌توانند نقش جرم‌زا و هم جرم‌زدا پیدا کنند. 

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)

بررسی عملکرد رسانه‌های بزرگ مانند صدا و سیما یا سینمای ایران که توانایی جریان‌سازی دارند، خود مقوله‌ای مفصل است و نیاز به آسیب‌شناسی مجزا دارد، اما رسانه‌های اثرگذار دیگر نیز در کشور ما نتوانسته‌اند به اندازه کافی به آموزش و فرهنگ‌سازی به ویژه از نوع غیرمستقیم و نامحسوس آن بپردازند. اگر بتوان سلبریتی‌های هر جامعه را تا حدودی محصول رسانه‌های آن جامعه دانست، علت سطحی بودن سلبریتی‌های مطرح حال حاضر کشور را نیز می‌توان در کم‌عمق بودن رسانه‌های کشور جستجو کرد

در چنین شرایطی که حتی چهره‌های شاخص و مشهور جامعه نیز در انتقال ارزش‌ها و فرهنگ‌سازی کارایی چندانی ندارند و بیشتر از ارتقاء جامعه خود به دنبال جلب توجه به هر قیمتی هستند، این سؤال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان عوامل بازدارنده قانون‌گریزی و هنجارشکنی را در جامعه ترویج داد؟ چگونه می‌توان در برابر هجمه‌های فرهنگی که جهان‌بینی، رفتار و سبک زندگی مردم را هدف قرار می‌دهند، ایستادگی کرد؟ آیا امیدی به احیای فرهنگ معناگرا و اخلاق‌مدار پیشین ما وجود دارد یا ترویج دنیاپرستی و مادی‌گرایی مردم جامعه ما را به سمت ایده‌آل‌های اینستاگرامی به هر قیمتی سوق می‌دهد؟ 

بار مسئولیت‌گریزی برخی دستگاه‌ها بر دوش پلیس/ سهم هر نهاد در تأمین امنیت جامعه چقدر است؟ (بخش چهارم)


نویسنده: فرید ناهید
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ارز و سکه
پربازدیدها
حوادث