آخرین اخبار ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی فانوس

به نظر می‌رسد که مقابله با اشرار، اراذل و اوباش، قاچاقچیان و مجرمان دیگر، بیش از هر چیز نیازمند ارتقای سطح آموزش و فرهنگ کشور است. با محول کردن این وظیفه خطیر و سنگین به نیروی انتظامی که در اصل بازیگر مرحله آخر این فرآیند محسوب می‌شود، نمی‌توان انتظار رفع این مشکل را داشت. در واقع نیروی انتظامی نهایتاً توان کنترل وضع موجود را دارد و بهبود این شرایط نیازمند همکاری ارگان‌های دیگر نیز هست.
به گزارش فانوس، هر از چندگاهی خبر اجرای طرح جمع‌آوری اراذل و اوباش توسط پلیس در سطح جامعه مطرح می‌شود. طی این طرح‌ها دستگیری‌های گسترده‌ای صورت می‌گیرد تا شهرها از شر افرادی که مخل امنیت و آسایش عمومی هستند در امان بماند. اما سؤال اینجا است که تلاش‌های شبانه‌روزی پلیس برای مقابله با اراذل و اوباش به چه دستاوردی ختم می‌شود؟ آیا با دستگیری و به زندان انداختن این افراد، شاهد کاهش نرخ جرم و جنایت و افزایش احساس امنیت در جامعه هستیم؟ آیا اساساً معضلات این چنینی، به ویژه با وضعیت نابسامان اقتصادی امروز کشور، توسط پلیس قابل حل و فصل هستند؟

آیا تنها مسئول و متولی مقابله با جرم، پلیس است؟

در برخورد اصولی با این گونه مشکلات، کارشناسان همواره معتقدند می‌بایست به صورت ریشه‌ای نسبت به مقابله با آن پرداخت. بر اساس آمار، جمعیت کیفری کشور بیش از 240 هزار نفر را شامل می‌شود که از این بین زندانیان جرائم مواد مخدر با 39 درصد بیشترین تعداد زندانیان کشور را به خود اختصاص داده و زندانیان جرائم مربوط به سرقت و جرائم علیه اشخاص نیز با 20 و 10 درصد رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند.

مطالعات علمی در مورد این موضوع که آیا تعیین حبس‌های طولانی مدت در مقایسه با حبس‌های کوتاه‌مدت باعث کاهش نرخ جرم می‌شود، به نتیجه مشخصی نرسیده است. با این که مجازات حبس، مجرمان را از جامعه دور نگه می‌دارد، اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد زندان می‌تواند موجب بازپروری مجرم شود یا  از وقوع مجدد جرم جلوگیری کنند. 

آیا تنها مسئول و متولی مقابله با جرم، پلیس است؟

برخی از زندانیان طی گذراندن دوره حبس، بیش از پیش در معرض خطر ارتکاب جرم و جنایت قرار می‌گیرند. آن‌ها ممکن است با مجرمان یا جنایتکاران حرفه‌ای‌تر رابطه دوستی برقرار کنند، نیازهای مربوط به سلامت جسمی و روانی آن‌ها نادیده گرفته شده و یا ممکن است توسط زندانیان دیگر مورد آزار و سوء استفاده قرار بگیرند که در نهایت منجر به شدیدتر شدن چرخه خشونت در آن‌ها خواهد شد. همچنین اگر زندانی سرپرست یک خانواده باشند، در طول دوره مجازات، اعضای خانواده او از فقدان سرپرست و آسیب‌های ناشی از آن رنج می‌برند. علاوه بر این زندانیانی که آزاد می‌شوند، معمولاً در پیدا کردن شغل مناسب و یا راه‌اندازی کسب و کار مستقل به منظور کسب درآمد قانونی با مشکلات فراوانی رو به رو هستند. در نتیجه، در اکثر کشورها مجرمانی که به مجازات زندان محکوم می‌شوند، معمولاً پس از آزادی نیز به ارتکاب جرم ادامه می‌دهند و این مسأله‌ای است که اثربخشی مجازات حبس را به شکل بنیادین به چالش می‌کشد. برای مثال در ایالات متحده آمریکا، حدود 70 درصد زندانیان آزادشده، ظرف مدت سه سال مجدداً بازداشت شده‌اند.

جایگزینی حبس یا جایگزینی زندان، نوعی مجازات است که به عنوان یک اقدام اصلاحی مدرن مربوط به سیستم قضایی و مدیریت زندان‌ها در کشورهای مختلف به شکل‌های متفاوت صورت می‌پذیرد. از پرداخت جریمه تا اعدام، همگی اشکالی از مجازات هستند که در آن فرد به زندان فرستاده نمی‌شود. البته این نوع مجازات در حال حاضر بیشتر حول محور اجبار فرد به خدمت به جامعه در راستای جبران جرم می‌گردد. یکی از رویکردهایی که محصول آن مجازات جایگزین حبس محسوب می‌شود، رویکرد عدالت ترمیمی است. از دیدگاه عدالت ترمیمی، جرم، به عنوان نوعی تعدی یا تجاوز به مردم، حقوق و روابط آن‌ها تعریف می‌شود که ارتکاب آن تعهدی را برای بازسازی آنچه که تخریب شده، ایجاد می‌کند.

آیا تنها مسئول و متولی مقابله با جرم، پلیس است؟

طرفداران اصلاح وضعیت زندان‌ها، به دنبال کاهش جمعیت زندانی و افزایش استفاده از مجازات جایگزین، با تمرکز بر مفهوم «بازپروری» هستند. استدلال اصلی این است که این مجازات‌ها، احتمال ارتکاب مجدد جرم را به شکل مؤثر کم می‌کند، هزینه‌هایی که به دولت و جامعه تحمیل می‌شود را کاهش می‌دهد و از اشباع زندان‌ها جلوگیری می‌کند.

در بازنگری‌هایی که نسبت به این مجازات رایج صورت گرفته، استفاده از جایگزین حبس، به ویژه برای مجرمان کم سن و سال و مجرمان جرائم سبک پیشنهاد می‌شود. کارشناسان موافق این رویکرد معتقدند علاوه بر کاهش جمعیت زندانی در کشور، با اتخاذ این رویکرد، از لحاظ اثربخشی و اصلاح رفتار نتیجه بهتری به دست می‌آید و مجرم مورد بازپروری قرار خواهد گرفت. علاوه بر این در درازمدت نیز می‌توان انتظار داشت که نرخ جرم و جنایت در کشور کاهش یابد.

به نظر می‌رسد که مقابله با اشرار، اراذل و اوباش، قاچاقچیان و مجرمان دیگر، بیش از هر چیز نیازمند ارتقای سطح آموزش و فرهنگ کشور است. با محول کردن این وظیفه خطیر و سنگین به نیروی انتظامی که در اصل بازیگر مرحله آخر این فرآیند محسوب می‌شود، نمی‌توان انتظار رفع این مشکل را داشت. در واقع نیروی انتظامی نهایتاً توان کنترل وضع موجود را دارد و بهبود این شرایط نیازمند همکاری ارگان‌های دیگر نیز هست.

نویسنده: فرید ناهید
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ارز و سکه
پربازدیدها
حوادث