آخرین اخبار ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی فانوس

مدت زیادی است که جریان‌های معاند خارج‌نشین، به خصوص در فضای مجازی از مردم دعوت می‌کنند تا با تجمع و تظاهرات آشوب‌طلبانه در خیابان‌ها حضور پیدا کنند. شبکه‌ها و کانال‌های مختلفی به کرات خواسته بودند تا با شعارهایی خاص و متمرکز بر ارزش‌های به اصطلاح دموکراتیک، مردم را به کوچه و خیابان بکشانند که تا کنون با عدم‌استقبال مردم، به اهداف خود نائل نشده‌اند. اما پشت پرده این اعتراضات چیست؟
به گزارش فانوس، مدت زیادی است که جریان‌های معاند خارج‌نشین، به خصوص در فضای مجازی از مردم دعوت می‌کنند تا با تجمع و تظاهرات آشوب‌طلبانه در خیابان‌ها حضور پیدا کنند. شبکه‌ها و کانال‌های مختلفی به کرات خواسته بودند تا با شعارهایی خاص و متمرکز بر ارزش‌های به اصطلاح دموکراتیک، مردم را به کوچه و خیابان بکشانند که تا کنون با عدم‌استقبال مردم، به اهداف خود نائل نشده‌اند.

پشت پرده فراخوان‌های اعتراضات سراسری

برای مثال در سال گذشته شاهد بودیم که جریان‌های کوچک و بزرگ ساختگی و غیرواقعی علیه حکومت در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و از طریق حساب‌های کاربری مشخصی شروع به گسترش می‌کنند تا به میزان بیشتری جلب توجه کرده و اذهان عمومی را حداقل در فضای مجازی به سمت خود بکشانند. در مرحله بعد با کمک شبکه‌های فارسی زبان مانند بی‌بی‌سی فارسی، من و تو، صدای آمریکا و ایران‌اینترنشنال این جریانات مورد بزرگنمایی واقع می‌شدند و مجدداً بازنشر می‌شدند تا گستره پخش و نفوذ آن‌ها افزایش یابد و به نوعی تأیید شود.

موج توییتری طرفداری از تحریم‌های ایران که توسط حساب‌های کاربری طرفدار منافقین یکی از همین تجربه‌ها است. تحلیلگر داده معروف، جف گولبرگ، در گزارشی مدعی شده بود که الگوی فعالیت کاربران ایرانی‌ای که در روزهای گذشته هشتگ «ایرانیان خواستار تحریم صداوسیما هستند» را منتشر کرده بودند، شباهت بیشتری به فعالیت ربات دارد تا انسان. او در یک رشته توییت نوشت: 9500 توییت با این هشتگ را مورد بررسی قرار داده که 10200 حساب کاربری دیگر آن‌ها را توئیت یا بازتوئیت یا فراخوانی کرده‌اند. بسیاری از این حساب‌های شبیه هم همان حساب‌هایی هستند که با هشتگ «ما از نشست لهستان حمایت می‌کنیم» بازی به راه انداخته بودند.

پشت پرده فراخوان‌های اعتراضات سراسری

فراخوان‌های زیادی برای تظاهرات و تجمع یا اعتصاب از طرف رسانه‌های معاند بی‌دغدغه منتشر می‌شوند؛ رسانه‌هایی که دست‌اندرکاران آن‌ها تنها به فکر عواید مادی خود که عمدتاً از منابع خارجی تأمین می‌شود، هستند. یکی از گاوهای پیشانی سفید این بازار مکاره، آمدنیوز است. ساز و کار این رسانه معلوم‌الحال، این است که تصورات و توهمات خود را در قالب اخبار در اختیار مخاطب قرار دهد. از آنجا که این اخبار به گونه‌ای نگاشته شده‌اند که به مخاطب القا کنند این مطالب سری و محرمانه هستند، مخاطب ممکن است تصور کند که این رسانه از اعتبار بالایی برخوردار است، در صورتی که به طور مکرر، دروغ‌پردازی‌‎ها و نفاق‌پراکنی‌های جهت‌دار این به اصطلاح رسانه آشکار شده است.

پشت پرده فراخوان‌های اعتراضات سراسری

از طرفی به دلیل پروپاگاندا و سلطه غربی و از طرف دیگر به دلیل ضعف‌ رسانه‌های داخلی در کارایی و اثربخشی، اعتماد مردم نسبت به رسانه‌های رسمی کاهش یافته که این خلاء، فرصتی بزرگ را برای دشمنان فراهم می‌آورد تا بتوانند با حضور خود به ویژه با کمک اینترنت و فضای مجازی آن را پر کنند.

مشکلاتی مانند سوء مدیریت داخلی نیز زمینه را برای غبارآلود کردن فضای رسانه و تشویش اذهان عمومی آماده می‌کند. رسانه‌های معاند به این مشکلات نیز به عنوان فرصت بزرگی نگاه می‌کنند که می‌تواند در نهایت به تحقق اهدافشان کمک کند.

سال‌های متمادی است که کنگره آمریکا، هر سال ده‌ها میلیون دلار بودجه تحت عنوان «حمایت از خواسته‌های مردم ایران برای جامعه‌ای دموکراتیک و باز با ترویج جامعه مدنی، مشارکت مدنی آزادی رسانه‌ها و آزادی اطلاعات» تصویب می‌کند. نکته مهمی که هنوز بسیاری از مردم از آن آگاهی ندارند این است که منظور آمریکا از ترویج دموکراسی، نه تنها به مردم‌سالاری ارتباطی ندارد، بلکه مردم کشور مورد نظر در آن‌ها هیچ جایگاه و ارزشی ندارند؛ در واقع این نام و برچسب، پوششی برای برنامه‌های عملیاتی جنگ نرم این کشور علیه کشورهای مقصد است. آژانس ایالات متحده آمریکا برای توسعه بین‌المللی (USAID)، بنیاد جامعه باز، مرکز وودر ویلسون، خانه آزادی، صندوق موقوفه ملی برای دموکراسی (NED)، موسسه دموکراتیک ملی، موسسه ملی جمهوری‌خواهان، بنیاد فورد، بنیاد برادران راکفلر، بنیاد دموکراسی در ایران و مرکز مستندسازی اسناد حقوق بشر ایران، از جمله سازمان‌هایی هستند که به اجرای برنامه‌های جنگ نرم آمریکا مشغول هستند ولی ظاهری بشردوستانه دارند.


یکی از اهداف اصلی نظام سلطه از این جنگ، تغییر نظام فکری و سیاسی حاکم بر کشورها، بدون دخالت مستقیم است. در اصل مأموریت این سازمان‌ها، همان مأموریت سازمان‌های جنگی است، اما ابزار اعمال زور در آن‌ها تغییر شکل یافته است. در همین راستا، «آلن واینتاین» که خود یکی از بنیان‌گذاران بنیاد «موقوفه ملی دموکراسی» است، در سال 1991 در مصاحبه‌ای با واشنگتن‌پست رسماً اعلام کرد که بخش زیادی از کارهایی که این سازمان امروز انجام می‌دهد همان کارهایی است که سازمان سیا 25 سال پیش به طور مخفیانه انجام می‌داد. ویلیام بلوم، مورخ و نویسنده سرشناسی آمریکایی، در سال 2013 کتابی تحت عنوان «دموکراسی، مرگبارترین صادرات آمریکا» به انتشار رساند که در آن به همین موضوع می‌پردازد.

با این حال این جنگ نرم آمریکایی متمرکز بر برنامه‌های فشار اقتصادی و عملیات روانی که در حال حاضر ایرانیان شاهد آن هستند، پدیده جدیدی نیست. کشورهای دیگری از جمله ونزوئلا، کوبا، مغولستان، گرجستان و اوکراین نیز درگیر جنگ نرم هستند. دامنه اقدامات مربوطه می‌تواند بسیار گسترده باشد؛ از کودتای سال 2003 صربستان و انقلاب نارنجی اوکراین گرفته تا شبکه «توییتر کوبایی» که به منظور جذب جوانان در فضای مجازی و تحریک آن‌ها برای اغتشاش و براندازی دولت تشکیل شده است.

پشت پرده فراخوان‌های اعتراضات سراسری

رسالت رسانه‌هایی که حقیقتاً دغدغه منافع ملی را در سر دارند، پیگیری و افشای اقداماتی مانند دعوت به اعتصاب یا اعتراضات غیرقانونی است که در عمل نه تنها سودی برای مردم ندارد و مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه با اختلال در نظم اجتماع، زمینه‌ساز پیامدهای منفی دیگری نیز می‌شود.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ارز و سکه
پربازدیدها
حوادث