آخرین اخبار ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی فانوس

علیرضاسواد کوهی، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع) تهران، با بیان این که عموماً نخستین واکنش مردم به بی ثباتی قیمتها و گرانی هجوم بیشتر برای خرید و انباشتن بیرویه و فراتر از حد نیاز واقعی آنها است، ریشه روانی این رفتار اضطراب با نگرانی ناشی از نایاب شدن مایحتاج عمومی یا همان قحطی می باشد، گفت: بحران اقتصادی موجب اضطراب اجتماعی و در نهایت تغییر رفتار مردم جامعه می شود.
 به گزارش فانوس، علیرضاسواد کوهی، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع) تهران، با بیان این که عموماً نخستین واکنش مردم به بی ثباتی قیمتها و گرانی هجوم بیشتر برای خرید و انباشتن بی‌رویه و فراتر از حد نیاز واقعی آنها است،  ریشه روانی این رفتار اضطراب با نگرانی ناشی از نایاب شدن مایحتاج عمومی یا همان قحطی است، گفت: بحران اقتصادی موجب اضطراب اجتماعی و در نهایت تغییر رفتار مردم جامعه می شود.

عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع) تهران در گفتگو با خبرنگار این خبرگزاری در رابطه با این موضوع که تاثیر و رابطه تغییرات و نوسانات ارز وافزایش قیمت کالاها از نظر روان شناسی چگونه است، اظهار داشت: اگر چه درک ارتباط اقتصاد با روان شناسی در نگاه اول کمی دشوار بنظر می آید لکن با ملاحظه گره خوردن اوضاع اقتصادی با معیشت مردم این رابطه روشن تر می شود.

وی با بیان این که نگاهی اجمالی به وضع اقتصادی و روانی جوامع نوعی همسویی بین رفاه عمومی و وضعیت روانی جامعه را نشان می دهد. افزود: مؤسسه مطالعات و پژوهش های اقتصاد ایرانیان بیان می دارد تصميم های مالی تنها بر مبنای شاخص هاي اقتصادي وعقلانيت نیست؛ بلكه مسائلی مثل افق سرمايه‌گذاري، ميزان تحمل خطر (ریسک)، اعتماد به نفس، میزان اطمينان و روانشناسی ذهنی تأثيرات مهمی در رفتارهای مالی و انتخاب ها دارد.

سواد کوهی گفت: اصولاً رونق اقتصادی سبب افزایش مولفه هایی نظیر تغذیه، بهداشت و رفاه می گردد که اینجا علاوه بر بهداشت جسمانی بهداشت روانی را بهتر می سازد، در این گزارش به بهانه بحران اقتصادی ناشی از نوسانان نرخ ارز دو جنبه از آثار متقابل وضع اقتصادی و روانی در جامعه ایران مورد توجه قرار گیرد.

تأثیر واکنش روانی آحاد جامعه بر شدت و دامنه بحران اقتصادی چگونه است؟

عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین(ع)، با طرح این سوال و با بیان این که نوع عکس العمل روانی که مردم به این بحران نشان می دهند شدت و ضعف بحران را تحت تأثیر قرار می دهد، افزود: تجربه نشان داده عموماً نخستین واکنش مردم به بی ثباتی قیمتها و گرانی هجوم بیشتر برای خرید و انباشتن بی‌رویه و فراتر از حد نیاز واقعی آنها است،  ریشه روانی این رفتاراضطراب با نگرانی ناشی از نایاب شدن مایحتاج عمومی یا همان قحطی است.

سوادکوهی در ادامه با اشاره به این که دانیل کاهنمن برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002 در مصاحبه با روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۴۴۴۳ که با عنوان کاربرد روانشناسی در اقتصاد و مدیریت منتشر شده می گوید پدیده ‌ترس اثر خود را بر روی تصمیم‌گیری می‌گذارد، گفت: این دانشمند معتقد است احساسات غالب می‌شود، غلبه احساسات به واسطه امکان‌پذیر شدن (یک خطر) ممکن می‌شود نه به واسطه احتمال آن و هر چه یک پدیده احساس برانگیزتر باشد، انسان‌ها کمتر عقلایی فکر می‌کنند. لذا یک شکاف بزرگ وجود دارد.

خریدهای افراطی بواسطه الگوبرداری و یادگیری اجتماعی اتفاق می افتد

عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع)، با اشاره به این که کاهنمن معتقد است انسان‌ها احتمالات کم را زیاده تخمین می‌زنند و اثر بدترین حالت به لحاظ احساسی در پشت کل ماجرا باقی می ماند، اظهار داشت: مردم کوشش ناآگاهانه ای می کنند تا نیازمندیهای آتی خانواده خود را ذخیره نمایند و البته چنین رفتاری در ادراک خودشان کاملاً عقلانی و آگاهانه است در چنین شرایطی حتی افرادی که نگرانی کمتری دارند با دیدن خریدهای افراطی دیگران ناخواسته الگوبرداری نموده و تقلید می‌کنند که در واقع یادگیری اجتماعی موجب چنین پدیده ای می گردد.

رفتارهای جدید با یادگیری مشاهده‌ای اتفاق می افتد

سوادکوهی، افزود: آلبرت بندورا اعتقاد دارد که آموزش مستقیم، تنها وسیله برای یادگیری نیست. تئوری بندورا یک عنصر اجتماعی را نیز در نظر می‌گیرد و می‌گوید که مردم می‌توانند اطلاعات و رفتارهای جدید را از طریق مشاهده مردمان دیگر یادبگیرند. این نوع یادگیری را که به یادگیری (یا مدل‌سازی) مشاهده‌ای معروف است می‌توان برای توضیح انواع گسترده‌ای از رفتارها به کار برد.

 وی ادامه داد: به عقیده بندورا، یادگیری اجتماعی، بنا بر مشاهده و تقلید، به طور ناخودآگاه در بسیاری از افراد به صورت مثبت و منفی انجام می‌گیرد و پیامدهای ثمربخش،‌ یا زیان‌بار خود را به دنبال خواهد داشت.

این عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع) بیان داشت: در همین راستا کاهنمن بر این باور است «انسان‌ها به سخت فکر کردن عادت ندارند و به اولین جواب شهودی که به ذهنشان می‌رسد راضی می‌شوند.» کاهنمن و تورسكي ثابت كردند كه افراد در برخي از موارد كاملاً غيرمنطقي رفتار مي كنند و انطباق تصميم گيري ها و قضاوت هايشان با مدل هاي عقلاني تقريباً غيرممكن است.

وی اظهار داشت: همان طور که امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس در گفتگو با پایگاه خبری تحلیلی صراط می گوید: زمانی ‌که امنیت فیزیولوژیکی، خوراک، پوشاک و مسکن یا هر چیز مورد نیاز دیگری به خطر بیفتد دور از انتظار نیست که مردم فکر ‌کنند دیگر نمی‌توانند در شرایط حاضر به آن چیزی که می‌خواهند دست یابند و برای همین به فروشگاه‌ها هجوم می‌برند.

فراگیر شدن یک رفتار در سطح جامعه با نوعی گرایش همگانی همراه است

سواد کوهی گفت: از این گذشته گستردگی و فراگیر شدن یک رفتار در سطح جامعه سبب می‌گردد نوعی گرایش همگانی به رفتاری خاص شکل بگیرد که در اصطلاح روانشناسی اجتماعی از آن به همنوایی و همرنگی یاد می‌شود.

همنوایی و همرنگی استقلال فکری، ذهنی و عملی را تهدید می کند

وی درپاسخ به این سوال که همنوایی و همرنگی چه تاثیری بر جامعه دارد، به کتاب روانشناسی اجتماعی حمید لطفی اشاره کرد و گفت: بر طبق این کتاب اگرچه همرنگی با جماعت فرآیندی است که موجب سهولت زندگی اجتماعی می‌شود اما همواره استقلال فکری، ذهنی و عملی را مورد تهدید قرار می‌دهد.

سواد کوهی با بیان این که همچنین در سایت پژوهه (بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی) وابسته به پژوهشکده باقرالعلوم (ع) آمده است همرنگی، فرایندی است که طی آن، شخص احساس فشار خیالی یا واقعی از سوی گروه نسبت به خودش کرده و در نتیجه، رفتار خویش را تغییر می‌دهد، خاطرنشان کرد: تمایل به تعویض مبلمان منزل، ارتقاء خودرو، خرید اقلام لوکس و تجملی از جمله رفتارهایی هستند که افراد در راستای همنوایی یا همرنگی با دیگران برای جا نماندن از قافله رفاه زندگی به صورت یک مسابقه نابخردانه از خود نشان می دهند.

مردم اغلب با توجه به نمونه‌های اندک به نتایجی دور از واقعیت می‌رسند

این روان شناس ادامه داد: هفته‌نامه تجارت فردا در این خصوص ادعا می کند یکی از مهم‌ترین نتایج و دستاوردهای اقتصاد رفتاری این است که مردم اغلب قادر به تحلیل موقعیت‌ها و وضعیت‌هایی نیستند که به محاسبه احتمال نیاز دارد. همچنین مردم اغلب با توجه به نمونه‌های اندک به نتایجی دور از واقعیت می‌رسند.

وی بیان کرد: درواقع این گزارش در اقتصاد رفتاری، رفتار انسانی در وضعیت‌هایی مشابه وضعیت بازار یا به تقلید از بازار را بررسی می‌کند.

این عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع) با اشاره به این که مثلاً بررسی رفتار انسان در انواع مختلف حراجی‌ها یا در حالتی که انحصارات دولتی طبق قانون لغو یا خصوصی‌سازی می شود، افزود: هرچند بروز چنین رفتارهایی آنهم در شرایط بحرانی اقتصادی عجیب به نظر می‌رسد اما از نگاه روانشناسی علت این رفتار ها یک اضطراب اجتماعی است اضطرابی که بیش از آنکه خاستگاه درونی داشته باشد برخاسته از محیط بیرون جامعه است.

وی ادامه داد: در این میان رفتارهایی از جانب قشر مرفه و پردرآمد تر جامعه دیده می‌شود، از جمله ثبت نام برای پیش خرید سکه و خودرو که البته هدف آنها رسیدن به سود بیشتر و پیامد کلی آن برای جامعه، نابسامانی اقتصادی است.

سوادکوهی خاطرنشان کرد: این گونه است که تشدید عطش عمومی جامعه برای خرید بی حساب و کتاب غیر ضروری اقتصادی و افزایش تقاضا را به دنبال دارد عدم تعادل بین عرضه و تقاضا باعث افزایش قیمت‌ها به شکل کاذب می‌شود و مشخص نیست که این اوضاع چه زمانی بهبود می یابد.

وی تاکید کرد:  بدون تردید کنترل روانی یا به عبارت صحیح تر مدیریت روانی جامعه می‌تواند از  تداوم چنین زنجیره معیوبی جلوگیری نموده وسبب می شود تعادل اقتصادی آسیب نبیند.
 

بحران اقتصادی موجب اضطراب اجتماعی و در نهایت تغییر رفتار مردم جامعه می گردد

سوادکوهی یادآور شد:  باید توجه داشت که چرخه بحران اقتصادی و آشفتگی روانی جامعه تأثیری دو سویه دارد و تفکیک آن از هم چندان مقدور نیست بحران اقتصادی موجب شکل‌گیری اضطراب اجتماعی و در نهایت تغییر رفتار مردم جامعه می گردد بنابر این هر دو می توانند در آن واحد علت و معلول همدیگر باشند.

 این روان شناس، با تاکید بر این که پیدا کردن نقطه شروع  این چرخه اهمیت چندانی ندارد و آنچه مهم است متوقف کردن آن است، افزود: در این راستا لازم است در هر دو قطب این چرخه مداخله صورت گیرد از یک سو عوامل و دست اندرکاران امر اقتصاد، بحران اقتصادی را مدیریت کنند از سوی دیگر عوامل جریان بهداشت روانی یا آموزش پیشگیری مداخلات درمانی اوضاع روانی جامعه را مدیریت نمایند.
 

 پیامدهای روانشناختی بحران اقتصادی چیست؟

سواد کوهی در این بخش از صحبت هایش پیامدهای روانشناختی بحران اقتصادی را بصورت زیر بیان نمود.

     نگرانی از آینده: معمولاً میزان پیش بینی ناپذیری آینده یکی از علل اضطراب است، در شرایط بحران اقتصادی اقشار آسیب پذیر بیش از سایرین نگران آینده زندگی شان خواهند بود.

    احساس محرومیت: برخی پیامدهای بحران اقتصادی نظیر گرانی و ناتوانی مردم از تهیه مایحتاج خود موجب شکل‌گیری احساس محرومیت در آنها می شود.

    کاهش رفاه عمومی:  بالا رفتن هزینه ها و کاهش قدرت خرید دستیابیآحاد جامعه رفاه نسبی را محدود می‌کند.

     اُفت کیفیت زندگی: به دلیل ناتوانی خانواده ها در تهیه مایحتاج با کیفیت و در حد نیاز واقعی سطح کیفیت زندگی آنها عملاً تنزل می یابد.

     تشدید آسیب های اجتماعی: فقر اقتصادی همیشه یکی از عوامل زمینه‌ساز جرم و جنایت و مفاسد اجتماعی است. درگیری، تنش‌های اجتماعی، دزدی، سرقت، کاهش آمار ازدواج و افزایش بیکاری از این موارد هستند.

     پایین آمدن امید به زندگی: گران بودن هزینه‌های مربوط به خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت، سلامت و میزان امید به زندگی را پایین می آورد.

عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع)، در ادامه اظهار داشت: با عنایت به دو جنبۀ یاد شده و برای تحلیل شفاف تر موضوع لازم است دو اقدام اساسی زیرانجام گیرد.

    اداره رخدادهای اقتصادی: این اقدام در واقع تعیین کننده محیط بیرونی است. همان طور که بیان شد اضطراب اجتماعی حاصل از بحران اقتصادی برخاسته از عوامل محیط بیرونی جامعه است.
    مدیریت اذهان عمومی: این اقدام در واقع تعیین کننده عوامل درونی مرتبط با موضوع است. آنچه اهمیت فراوان دارد این است که فارغ از رخدادهای بیرونی ادراک افراد از بحران نقش اصلی را در نوع عکس العمل آنها به بحران اقتصادی دارد.

وی در بخش انتهایی صجبتهایش به نتیجه گیری مطالب بیان شده پرداخت و گفت: بنابراین بخش عمده ای از مشکلات ناشی از شرایط بحران در اثر ادراک نادرست افراد و رفتارهای غلط از جمله هجوم برای خرید و ذخیره سازی به وجود می آید.

سواد کوهی خاطرنشان کرد: بر اساس برخی اظهار نظرها احساس درونی فقیر بودن می‌تواند عواقبی مشابه فقیر بودن واقعی داشته باشد، این لزوماً به معنی آن نیست که باعث شود انسان برخورداری‌ اش از دارایی‌های فعلی‌ را از دست بدهد بلکه از آن جهت که دارایی‌های فعلی دیگر مطلوبیت کافی را به او نمی‌دهند و این امر سبب می‌گردد تصمیم‌گیری‌های بعدی وی تحت تأثیر این شرایط قرار بگیرد.

این روان شناس بیان کرد: اصلاح نگرش های اقتصادی مردم و جایگزین کردن افکار صحیح و منطقی با افکار غلط این زنجیره بیمار گونه و چرخه اشتباه را قطع می کند این اقدام بر عهده مجریان بهداشت روانی جامعه است تا با بهره گیری از یافته های علم روان شناسی اجتماعی آن را مدیریت نمایند. روانشناسان اجتماعی می توانند با بهره گیری ازتکنیک های روانشناسی تبلیغات نگرش های مردم را مهندسی نموده و رفتارهای صحیح اقتصادی در میان آحاد مردم رواج بدهند.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
ارز و سکه
پربازدیدها
حوادث